مسئولیت بزرگ

لا به لای مشغله ها و مشکلات این روزها، یه دفعه ای دلم هوای وبلاگمو کرد.دلم پر کشید برای نوشتن درد و دل هام، برای غر زدن از زمین و زمون، برای خالی کردن احساساتم… برای کی؟ نمیدونم! نمیدونم چه کسایی این متن ها رو میخونن؛ خیلی وقته که به وبلاگم سر نزدم و خیلی وقته با آدم های غریبه ای که هر چند وقت یک بار به اینجا سر میزنن دوست نشدم. اصلا نمیدونم هنوز هم کسی هست که چرت و پرتای منو بخونه؟ آهای کسی صدای منو میشنوه؟!

امروز ذهنم خیلی خسته و شلوغ بود و واقعا نیاز داشتم که اینجا خودمو تخلیه کنم. نوشتن آرومم میکنه و کمک میکنه توی ذهنم جای خالی برای چیزای مهم تر باز بشه.

خبببب از کجا شروع کنم؟ راستش، دارم بزرگ میشم! شاید این حرفم خیلی مسخره به نظر بیاد ولی خودم حس میکنم که دارم بزرگ میشم؛ شخصیتم روز به روز داره ثابت تر میشه؛ تازه دارم خود واقعیمو میشناسم و باهاش کنار میام. به نظرم نسبت به بقیه ی همسن و سالام این اتفاق خیلی دیر داره رخ میده ولی خب بالاخره این روند به انجام میرسه؛ چه دیر،چه زود. میدونین کی فهمیدم که داره شروع میشه؟ زمانی که خودِ آرمانیم رو تصور کردم. من همیشه رویا پردازی میکردم. از همون بچگی توی تخیلاتم یه دنیای رنگاوارنگ داشتم، با کاراکترها و شخصیت های عجیب و غریب که به جاشون زندگی میکردم و حتی سعی میکردم تو واقعیت هم از همونا الگو بگیرم. شبها غرق دنیای خیالیم میشدم و توی رختخوابی که توی دنیای خودم ساخته بودم خوابم میبرد و صبح که بیدار میشدم انگار با کله افتاده بودم توی واقعیت. به نظرم واقعیت مسخره بود، یکنواخت و حوصله سربر بود و هیچ اتفاق هیجان انگیزی نمی افتاد. تا همین چند وقت پیش توی خیالاتم زندگی میکردم. هنوز خودمو نشناخته بودم و تلاشی هم برای این شناخت نمیکردم. همیشه نقش  قهرمانهای دنیاهای خیالیمو بازی میکردم. تا اینکه کم کم این قهرمان ها رو با زندگی خودم ترکیب کردم. یکی از اون قهرمانها که بی شباهت به من هم نبود، به دلایلی توی دنیای خودش از دنیا رفت و روحش پرواز کرد و اومد به زمین. شد کیانا. شد همینی که الان داره این متنو تایپ میکنه. دنیای هیجان انگیز خودشو ترک کرد و توی یه دنیای حوصله سر بر خنثی ظهور کرد. (شاید بعدا راجع به “هیمی” بیشتر براتون بگم)

خلاصه… اینطور شد که کیانا پدید اومد. از یه جایی به بعد،تمرکزم بیشتر به خودم گرایش پیدا کرد. حالا وقتش بود خودم قهرمان زندگی خودم باشم و دنیای مسخرم رو یکمی هیجان انگیزش کنم. یه مقدار زمان برد ولی تونستم خودمو بشناسم. خود واقعیمو! هنوز کلی راه دارم ولی الان حداقل میدونم کی هستم و میخوام کی باشم. میدونین… وقتی آدم خودش رو میشناسه و یه تصوری از خودش توی ذهنش پدید میاد، همزمان با اون، یه خود آرمانی هم متولد میشه. منظورم از خود آرمانی، اون کسیه که میخوایم باشیم. این طور میشه که ناخودآگاه یه مسیر برای خودمون میسازیم تا به اون خودآرمانی نزدیک و نزدیکتر بشیم.( الان حرف کارشناس های روانشناسی رو میفهمم که چقدر روی خودشناسی تاکید دارن و ما هیچ وقت تلاش نکردیم که این جملات کلیشه ایشونو درک کنیم. )

اتفاق مهمی که این روزا افتاده اینه که شب ها کمتر به اون دنیاهای خیالیم فکر میکنم. یه جورایی یه دنیای جدیدتری از دل اون خیالات پدید اومده که خیلی به زندگی خودم نزدیک تره. یه جورایی یه رویای دست یافتنی ساختم که شبها توی اون رویا زندگی میکنم و روزها برای تحققش تلاش میکنم. این روزهای سختی که دارم سپری میکنم نتیجه همون رویاست که باید براش تلاش کنم. میدونی… آدم وقتی یه رویا میسازه، در برابرش مسئولیت پیدا میکنه. مثلا یه پدر و مادر که در برابر بچه ای که بدنیا میارن مسئولیت دارن و هرچقدر هم که سختی بکشن باز هم باید بزرگش کنن، ازش مراقبت کنن و کمکش کنن به کمال برسه. رویاهم ماهیتش همینه. باید بهش پر و بال بدی. بزرگش کنی و براش سختی بکشی. اگه تسلیم بشی و دست از سر رویاهات برداری، اونا بی مامان میشن و توی انباری تاریک ذهنت تنها میمونن. پس من الان یه مسئولیت خیلی بزرگ به دوشمه و باید براش تلاش کنم.

دلیل اینکه زیاد نمیام اینجا، کامنتا رو جواب نمیدم و مثل قبلا با نشاط و با انرژی حرف نمیزنم همینه. یه روزی دوباره قوی تر از همیشه برمیگردم و از خودآرمانی که بهش رسدیم و خودهای آرمانی جدیدم براتون حرف میزنم. شایدم یه روزی از اون روزهایی که قراره از راه برسن، یه شبی، توی خوابگاه دانشگاه، درحالی که خسته و کوفته روی تخت طبقه ی پایین، زیر نقاشی ها و عکسهای خاطره انگیزی که روی دیوار چسبیدن لم دادم، دلم بگیره و در لپتاپو باز کنم، بیام اینجا و تمام درد و دلامو اینجا خالی کنم. مثل همیشه…

پی نوشت: زمانی که این متن رو توی وبلاگ قبلیم مینوشتم، خبر نداشتم که هرگز نمیتونم پستش کنم. چند دقیقه بعد تایپ آخرین خط متن بالا، من با یکی از بدترین اتفاقات زندگیم مواجه شدم؛ میهن بلاگ داشت نابود میشد و این یعنی وبلاگم با تمااام خاطرات و احساسات و دلنوشته هام قرار بود بین هزاران صفر و یک ناپدید بشه… الان هم در حال ناپدید شدنه ولی ما نمیذاریم! الان که اینو مینویسم، فلفل دلمه مشغول تلاش برای انتقال مطالبمه. من هم آروم نمیشینم. وبلاگم و مطالبش یه جورایی هویت منو تشکیل میدن؛ نمیذارم هویتم از بین بره. مطالبمو بر میگردونیم و از نو شروع میکنم. دنیامو گسترش میدم. میدونم که میتونم. باید بتونم…

54 دیدگاه برای “مسئولیت بزرگ”

  1. “برخی از همان اول بزرگ به دنیا می یایند برخی بزرگی را به دست می آورند و برخی باید به زور بزرگ شوند ”
    (شکسپیر) خوشحالم که داری بزرگ می شی 😆

    1. خداروشکر🤣 خودمم گاهی اوقات که از درس خوندن و اهدافم دور میشم میام اینجا چرت و پرتامو میخونم😂

  2. بابت کامنتت تو وبم ک گفتی یادت رفت خصوصی کنی خیالت راحت من کلن کامنتا رو تایید نمیکنم اصلا(چون مثلا فعلا تو وبم فعال نیستم:|)
    هر چی خواستی غیر خصوصی بده راحت😁

  3. من شیرازم
    جاهایی ک دوس دارم بیارم ب ترتیب اولویت اینان:
    ۱.دانشگاه صدا و سیما تهران
    ۲.دانشگاه دامغان
    ۳.شریعتی تهران
    شریعتی اولویت اخرمه چون کاردانیه ولی اون دو تا کارشناسین((: اما اگ امسال کنکور فنی شرکت کنم واس رشته انیمیشن تو دانشگاه شریعتی شرط معدله و کنکور نداره معدلمم خوبه قبولیم قطعیه ولی میخوام ی سال دیگه تلاش کنم واسه دانشگاه بهتر سال دیگ اگ اونی ک میخوام نشد دیگه میام همین شریعتی ^^
    ب جز اینا هیچ دانشگاهی تو کشور نیس ک رشته انیمیشن داشته باشه ب جز ۴ تا غیر انتفاعی ک همشونم کاردانین و معروفم نیسن ینی کلن ب درد نمیخورن:| خیلی بده ک رشته انیمیشن انقد دانشگاهاش کمه مخصوصا کارشناسیش))): ظرفیتاشونم کمه همین صدا سیما ک میگم طبق دفترچه پارسال کلن ۱۵نفره ظرفیتش اونم با مصاحبه=| عیح

  4. کیانا تو از چه نــرم افزارایی واسه طراحی دیجیتال استفاده میکنی؟ ممنون میشم معرفی کن
    و اینکه قلم نوری یا آیپدم داری؟ اگ داری بگو قلمت چ مدلیه

  5. وای قالبوووووD: پستاروD:
    وردپرس :)))))))))))))))))
    خیلی خوشگل شده ^-^ من وبلاگ میهن بلاگت رو می خوندم گاهی اوقات (البته خیلی پست نمی ذاشتی و بیشتر فعالیتت تو اینستا بود… امیدوارم اینجا بیشتر پست بذاری و ما لذت ببریم از خوندن متنای قشنگ) موفق باشیییی ^__-

    پ.ن: لینک شدی :”)

    1. تست درسای تخصصی مثل مبانی و تاریخ هنر…
      خیلی جامع و خوبه. از کنکورهای سال های پیشم سوال توش هست. اسم خاصی نداره بری کتاب فروشیایی که کتاب کنکور میفروشن بگی کتاب تست کنکور کاردانی شاخه گرافیک میخوام بهت میدن

  6. ویت ویتتتت اوضاع تو خیطه؟!؟ منو نمیگی که تا الان حتی یه کتابم تموم نکردم؟! تموم پیشکش حتی بیشتر از ده صفحه هم از هیچ کتابی نخوندم! کلن تعطیلم
    به خودت امیدوار باش تو میتونی! ((:
    منم دوازهمم درواقع امسال کنکوریم بهت گفت ۱۴۰۰ چون انقد وضعیتم خرابه که ترجیح میدم به سال جدید فکر کنم:/

    1. نه اصلا همچین اشتباهی نکنیا! باد میفته پشتت دیگه نمیتونی درس بخونی! تمام تلاشتو بکن هنوزم دیر نشده

  7. وعع ینی هم رشته ای میشیم؟!★.★ ممکنه هم دانشگاهیم بشیم چون دانشگاهایی ک انیمیشن دارن تو کل ایران انگشت شمارن(دولتی و غیر دولتی رو هم میشه هفت تا:|||)
    اره دانشگاهم میخوام همین انیمیشنو ادامه بدم و تنها رشته ایه ک میخوام! ینی یا ترک تحصیل یا انیمیشن! 😐

    1. وایییی چه شودددد!!!؟؟😃😍
      من دوست دارم شریعتی تهران در بیام. یعنی بهتره بگم هدفم اونجاست. شما کجا زندگی میکنین؟*—*

  8. آره منم هنرم رشتم انیمیشن^^
    منابعو ک میدونم جانا بیشتر تز اینا هم هست کتابای لعنتی-.- منظورم این بود ک تو چه کتابای کمک درسی ای خریدی😅(از رو کنجکاوی پرسیدم.-.)
    نگفتی چقد خوندی خانوم؟😄
    +
    راستی اگه خواستی این وبمو لینک کن من آدرستو سیو دارم وقتی برگشتم یا تو این وبم یا اگه وب جدید زدم تو اون جدیده لینکت میکنم(؛

    1. جدی انیمیشنی؟؟ دانشگاه همینو ادامه میدی؟ *-*
      من رشتم گرافیک رایانه ایه دانشگاه میخوام انیمیشن برم:)
      کتاب کمک درسی…عام خب فقط یه کتاب تست خریدم از انتشارات چهارخونه
      به خاطر یه سری مشکلات که برام پیش اومد نتونستم یه مدت چیزی بخونم؛ تقریبا از اسفند شروع کردم به خوندن و سه تا از کتابا رو تموم کردم…
      آره میدونم به روم نیار… اوضاعم خیلی خیطه ولی دارم نهایت تلاشمو میکنم T-T

  9. امم.. میشه جوابی ک ب کامنت قبلیم تو این پست دادیو ادیت کنی؟ ترجیح میدم تو مجازی با لقبم صدام کنن-انیگما- و اسممو ب کار نبره کسی=~=
    و خیلی خوشحالم ک پیدات کردم
    ممنون امیدوارم توعم موفق باشی هانی^-^
    او خوبه تا حالا چن دور کتابا رو خوندی؟._. از چ منابع کمک درسی استفاده میکردی
    جواب این کامنتمو ک دادی تو وبم خبر بده اگ زحمتی نیست.-.

    1. اه ببخشید فراموش کردم😅
      رشتت هنره؟
      منابعمون اینان
      تخصصیا:مبانی هنرهای تجسمی-مبانی تصویرسازی-خط درگرافیک-تاریخ هنرایران-تاریخ هنر جهان-صفحه ارایی-طراحی1و2-عکاسی1و2
      عمومیا:فارسی3-عربی3-زبان1و2-دینی3
      و یه چندتا کتاب مهارتهای غیرفنی که الان اسمشون یادم نیست:دی
      توی سایت سنجش دفترچه پارسال هست میتونی دانلود کنی
      موفق باشیییی

    1. سلام ….
      معلومه که یادمه واقعا یادش بخیر…!!!
      چقدر خوشحالم که دوستای قدیمی وبلاگم دونه دونه دارن پیدا میشن. همش نگران بودم که کسی نتونه من رو توی این وبلاگ جدید پیدا کنه:(
      عزیزم انشالله کنکور موفق باشی. من امسال هم سراسری میدم هم فنی

  10. هییی کیانا*—*
    میفهمم چی میگی:-:بزرگ که بشی کم کم از اون رویایی که زندگی‌میکردی ازت دور میشه ولی خوب من دوست ندارم که وقتی بزرگ شم از رویاهام جدا شم:”
    به هر‌حال،خیلییی دلتنگت بودم:)))
    +لینکیی♡♡

    1. دلاااام خوش اومدی^^
      اصلا بدون رویا پردازی مگه میشه زندگی کرد؟؟؟ P:
      منم همینطور عزیزم. ممنون بابت لینک. من هنوز یکم با اینجا غریبم و نمیدونم چرا نمیتونم قسمت تبادل لینکشو پیدا کنم. ولی به محض اینکه پیداش کردم در اولین فرصت لینکت میکنم🎈🌺

  11. خوشحالم که دارمت فقط ای کاش یکم زود تر پیدات میکردم تا بیشتر شبیهت باشم آخه تو دقیقا خود منی!فقط خیلی خوب می‌نویسی.همه چیزایی که تو ذهن منه شبیه خودته.
    مرسی که هستی رفیق جونم⁦❤️⁩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.