موجودی عجیب به نام من

با توجه به حرف هایی که تا الان شنیدم یا چیزهایی که توی رفتار مردم با خودم متوجه شدم، میخوام خودمو بذارم جای یه رهگذر. کسی که هیچ شناختی از من نداره و برای اولین بار منو میبینه؛ توی خیابون، مغازه، کتاب فروشی، یک کلاس جدید، یا هرجای دیگه ای که میشه توش آدمای جدید پیدا کرد.

با خودشون میگن:

-چقدر خجالتی! چرا انقدر دست و پا چلفتیه؟ انگار خیلی استرس داره. حتما عجله داره که زودتر بره. چرا انقدر لاغره؟ غذا نمیخوره یا که مریضه؟ چرا قیافش اینجوریه؟ ولی به نظر مودب میاد… شالش رو چقدر آورده جلو! به تیپش نمیخوره حذب الهی باشه! خود درگیری چیزی داره؟ اینی که من میبینم حتما توی درس هاش خیلی ضعیفه. یکم مغرور به نظر میاد… نکنه جاسوسه؟! نه بهش نمیاد خیلی بچست. فکر کنم حدودا دوزاده یا سیزده سالش باشه… چقدر ساکته و تو خودشه؛ افسردگی داره؟ اصلا بلد نیست حرف بزنه. چقدر یه آدم می‌تونه نچسب باشه!؟

اینا قسمت کوچیکی از افکار مردم راجع به من هستن که متاسفانه گاهی اوقات هم توی نگاه اول این افکار رو به زبون میارن و باعث میشه بیشتر توی خودم فرو برم یا دلم بخواد فریاد بزنم که ای کاش وجود نداشتم!!! حتی کسایی که الان بهترین دوستای هم هستیم هم توی نگاه اول همچین فکرایی درموردم کردن. معمولا این سوال رو از اطرافیانم میپرسم که توی نگاه اول، توی من چی دیدی؟ همه منو یه آدم ضعیف و شکننده متصور شدن و بیشترشون اون لحظه از من خوششون نیومده.

حالا بیاین یه نگاهی بندازیم به نظر افراد معدودی که خواسته یا ناخواسته، مقداری از افکارمو بهشون نشون دادم:

-حرف زدن باهات به آدم آرامش میده. خیلی افکار عمیقی داری. اصلا فکر نمی‌کردم همچین آدمی باشی. تو مثل یه نور توی تاریکی هستی که همه رو روشن میکنی. دلم میخواد تا ته دنیا باهات حرف بزنم و فقط بهم گوش بدی. وقتی باهات حرف میزنم انگار یهو همه چی درست میشه. فکر میکردم دختر بی عرضه و ساده ای باشی ولی خیلی با استعداد و مهربونی… تو الگوی زندگی منی! افکارت رو درک نمیکنم ولی بازم دوست دارم بشنومشون. با اینکه شدیدا منطقی هستم، کنار تو انگار یه عروسک گوگولی ام. مطمئنم یه روز آدم معروف و بزرگی میشی اینو بهت قول میدم! چرا انقدر باهوشی؟ کاش میشد بیام توی افکارت زندگی کنم. سلیقتو دوست دارم. این کیانایی که من شناختم، مطمئنم چند ماه دیگه جواب تمام سوالاتی که الان ذهنشو مشغول کرده به دست میاره! فرق تو با بقیه اینه که فراتر از خودت فکر میکنی. انقدر سرسخت و محکم هستی که تا به اهدافت نرسی دست بردار نیستی. تو اصلا مزاحم یا وراج نیستی، صدای تو زیبا ترین صداییه که تو کل عالم شنیدم!…

…اینا رو ننوشتم که از خودم تعریف کنم و بگم وای چقدر آدم خفنی هستم! فقط میخواستم یه جا ثبتشون کنم که یادم نره من اون چیزی نیستم که ظاهرم نشون میده و این اصلا مهم نیست! گاهی اوقات آدمای جدیدی که میبینم، حرفایی بهم میزنن که باعث میشه یکم آزرده خاطر شم.

کیانا، امروز میخوام بهت بگم که اونا فقط یه کالبد و جسم نافرمان و شکننده از تو دیدن. توی واقعی درون تو نشسته. منتظره آدمش بیاد تا خودشو نشون بده و هرکسی هم اون آدم نیست. هرکسی افکار تو رو درک نمیکنه پس به خودش اجازه میده با اون بخش ناچیز و بی ارزشی که از تو دیده قضاوتت کنه. ممکنه تو در ظاهر واقعا شکننده و بی اعتماد به نفس باشی و حتی این آزارت بده ولی اصلا مهم نیست. در عوضش کلی روی درونت وقت گذاشتی و قشنگش کردی. خود واقعی تو برعکس ظاهرت خیلی قشنگه و هرکسی هم لیاقت دیدنشو نداره. اینو من نمیگم. آدمای اطرافت میگن. اونایی که حتی یه قسمت کوچیک از وجود تو رو دیدن و انقدر به نظرشون جذاب اومدی!

میخوام همین الان گریه و تضعیف کردن خودتو تموم‌ کنی و به جای فکر کردن به حرفای مردم، خوتو دوست داشته باشی و دنبال چیزی بری که حست میگه درسته.

…………………………………………………………

میدونم، اینا درد و دلای خودم با خودم بود؛ شاید اگه کسی اینا رو بهم میگفت انقدر روم تاثیر نمیذاشت که الان گذاشته. گاهی اوقات میشینم خودمو دعوا میکنم، با خودم بحث میکنم، هرنوع تنبیهی که به ذهنم میرسه برای خودم در نظر میگیرم که سر عقل بیام و واقعا هم جواب میده! یه عمر اینجوری زندگی کردم و همیشه فکر میکردم یه مشکلی دارم که همچینم… میگفتم شاید به خاطر تک فرزندیمه، یا شاید افسردگی دارم!

ولی چند وقته دارم بهتر خودمو میشناسم. تست mbti دادم و مشخص شد که تیپ شخصیتیم INFPئه. تازه الان دارم میفهمم که تک تک احساسات و رفتارهایی که دارم طبیعیه. دیگه اژ نظر خودم عجیب نیستم. فقط اطرافیانم درکم نمیکنن و من رو عجیب فرض میکنن و این دیگه برام اهمیتی نداره. الان خوشحال ترم و میدونم چجوری باید با بخش تاریک وجودم برخورد کنم، چه چیزایی حال دلمو خوب می‌کنه و کمکم میکنه کمتر احساس ناراحتی کنم. میدونم خیلیای دیگه هم مثل من با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنن و حتی ممکنه الان درحال خوندن این متن باشن. متن خاصی نیست و طبق معمول تراوشات ذهنیمه که تخلیه شده تا آروم بگیرم. ولی میدونم که شما هم تجربش کردین و کسایی بودن که تضعیفتون کنن. امیدوارم با افکارتون کنار بیاین و بخش قشنگ‌ وجودتونو از توی افکار خودتون و اطرافیانتون کشف کنین.😊

2 دیدگاه برای “موجودی عجیب به نام من”

  1. بسیار عالی….خیلی خوبه که انقدز راحت درمورد خودتون حرف میزنین و تعریف و انتقاد میکنینن مسلما در آینده فرد موفقی میشین ….زیاد نیست باهاتون آشنا شدم ولی از این بابت خوشحالم🙏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.