من هنرستانی شدم

بزرگترین و مهم ترین خبری که دارم اینه که من بالاخره به آرزوم رسیدم و هنرستانی شدمPainter

خبر های بعدی هم به شرح زیرن:

1.از اون کامپیوتر زپرتی خلاص شدم و لپتاپ خریدم

2.دوستای جدید و باحالی پیدا کردم اولش یکم سخت بود(یکم که نه خییییلی سخت بود)چون هیچکس رو اونجا نمیشناختم و همه ی بچه های مدرسه دخترای منفی بودن(از نظر من توی نگاه اول)ولی بعد که کم کم باهاشون آشنا شدم دیدم بعضی هاشون
واقعا دخترای خوب و باحالین و اینطوری شد که باهاشون حسابی صمیمی شدم.
3.ترم 3 کلاس تئاترم شروع شد

4.گوشیم سوخت:||||

5.به دلیل خریدن لپتاپ تا مدتی از خرید موبایل جدید تحریم شدم و باید تا تابستون صبر کنم:|

6.اکسو ال شدم گفته بودم که دوستای جدیدی پیدا کردم و کلا یه اکیپ شدیم.(بعدا در مورد این اکیپ براتون میگم)یکی از این افراد اکیپمون اسمش النازه و شدیدا طرفدار گروه کره ای EXO هست و اینطور شد که من هم آهنگاشونو گوش دادم و دیدم الناز حق داره اکسوال باشه و واقعا اینا فوق العادن!!!(بعدا مفصل براتون در این مورد میگم)

7.میخوام برم جنوب شرق آسیا!!! :)با الناز برنامه ریختیم بریم جهانگردی! از هند شروع میکنیم(میرم یکی از دوستای اینترنتی هندیم رو ببینم)بعد میریم چین بعدش کره کنسرت اکسو بعدشم ژاپن بعدش یه راست میریم اسپانیا شاید سر راه هم بریم جزایر هاوایی
خلاصههههه امسال خیلی خوبه!عاشق مدرسه و کلاسمون و معلما و دوستام شدم همه چی اینجا خیلی رنگی رنگیه!


-خوبی ها و نکات مثبت هنرستان

خیلی درسهامون شیریننمعلمامون همشون عااااالین به جز معلم زبانمون:|

دوستای خیییلی خوبی پیدا کردم

مدرسه ما و مدرسه دوستای قدیمیم جفت همه و روزای زوج ساعت تعطیل شدنامون مثل همه و فرصت خیلی خوبیه که با دوستای قدیمی و فابریکم دیدار داشته باشم:)

پروژه های گرافیک دستی و کامپیوتری زیادی داریم که واقعا با عشق میشینم پاشون
معاون مدرسمون و معلم ادبیاتمون خالم رو میشناسن و باهاش دوستن(پارتی از این کلفت ترررر؟؟!!)

هنر آموز طراحی سیاه و سفیدمون و هنر آموز فتوشاپمون وبلاگ نویسن
اکثر امتحانای درسای اختصاصیمون تستیهریاضی نداریممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!!!!!

نماینده پرورشی شدم(اصن نمیدونم چی هست:| )

بوفه مدرسمون بستنی داره(من عاااااشق بستنیممممم)

یه دوست خاصی پیدا کردم!طرفدار دو آتیشه مرتضی پاشاییهههههه!!!

اینجا همه لیسانسه ها رو دیدنننن!!!

 نکات منفی هنرستان http://dingo.care2.com/c2c/emoticons/bored.gif
خیلی دخترای این دوره زمونه منفی و بی تربیت شدن و فحشای بدی میدن!

مسیر خونه تا مدرسه خیلی طولانیه!

دوستای قدیمیم پیشم نیستن:((

همه خیلی کارایی که مربوط به سنشون نیست انجام میدن(موهاشونو رنگ میکنن،ابرو بر میدارن و…)

اکثرا درساشون ضعیفه(ولی من با اکیپ خرخونا دوست شدم)

اکثر دخترا اینجا خیلی خودخواه و مغرورن و جز خودشون کسیو نمیبینن:/و….

ولی من دارم سعی میکنم نکات منفی رو نادیده بگیرمو کنار دوستای خودم باشم و با منفی ها زیاد صمیمی نشمو یه جورایی سرم به کار خودم باشه و حسابی درس بخونم!

5 دیدگاه برای “من هنرستانی شدم”

  1. شاید تو و اکیپمون
    تنها کسایی بودین که باعث شدین من خودمو بشناسم
    خود گمشده ای که سالهای سال دنبالش بودم و پیدا نمی کردم
    نرگس قدیمی که تو کوچه پس کوچه های اصفهان تو دوچرخه بازی وسط آخرین تابستون نوجوونی گم شد و دیگه پیدا نشد…
    من خیلی دوستتون دارم💚

  2. همه چیز از اونجایی شروع شد که اومدم توی صف مشت سرت وایسادم و سوالی که بعدها هر چی فکر کردیم که چی بود رو ازت پرسیدم!🤔 و وقتی که تو کارگاه از دور زیر نظر گرفتمتو دیدم تند تند چیزی رو تو دفترچت یادداشت میکنی و خنگ پرسیدم: لابد داری خاطرات روزانه مینویسی؟ و تو با اون چشمایی که الان میفهمم اون روز چه اسکلیه توش برق میزد زل بدی بهم و بعد گفتی نهههه!😁😂
    و بعد که یهویی و خیلی بی مقدمه برا تولدت دعوتم کردی و…
    عالی ترین رفیق بودی و بی معرفت ترین رفیق بودم…
    هر چی بشه من تصمیم گرفتم دیگه ولت نکنم پرتقال من🍊
    رفاقتمون نزدیک ۴ ساله شدنه💚

  3. یاد اون روزای اول بخیر.
    کاش میدونستیم اینقدر زود میگذره و بیشتر لذت می‌بردیم ازش.
    اگه میدونستم قراره یروز این حرفای صد من یه غاز با لیسه های از ته دل بزرگ ترین دلخوشی و دلگرمیم باشه صبح ها به جای غرولند کردن با کله ملعق از خواب بیدار میشدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.