معرفی کتاب

کتاب بابالنگ دراز

یادمه کلاس سوم که بودم معلممون برای کارنامه هامون با پدر و مادرها جلسه گذاشت و بهشون گفتکه میخوایم برای بچه ها جشن بگیریم والدین هم هر کدوم باید به سلیقه خودشون کادویی برای اون روزآماده میکردن هفته ها گذشت