انهدام مدرسه

اینم از جشن هپی سامر ما به وقت بچه های یازدهم گرافیک هنرستان حضرت معصومهآغاز 90 روز آزادی و دراز کشیدن زیر کولر و خیره شدن به سقف رو به همه دانش آموزان گرامی تبریک عرض میکنم! پ.ن:دنبالم نگردید؛ اینجانب منهدم کننده ی شماره 3 از سمت راست می باشم

ادامه مطلب

کهکشان به دست ★

★ دنبال چی میگردی؟! کهکشان رویاهات درست توی دستاته...!!!  ★پی نوشت:وقتی مقوا نداری و دلت برای آبرنگ هات تنگ شدهɷ◡ɷتوجه!!! ژست دستم نشان از تتلیتی بودنم نیست سوء تفاهم نشه یه وقت

ادامه مطلب

Made by an Otaku:|

طراح کمیک:خودم والا خو با این اپنینگاشون؛آدم دلش میخواد بره سربازی من هر جایی و در هر حالتی که باشم وقتی این آهنگ رو میشنوم باید ژست مخصوصشو بگیرم و شینزو ام روساساگه یو کنم!یه سری سر همین آهنگ نزدیک بود با دوچرخه برم تو دیوار:|شما با تیتراژ کدوم انیمه ها حال میکنین؟

ادامه مطلب

خداحافظ دوران دانش آموزی!

امروز آخرین پروژه کارورزی رو هم تحویل دادیم و برای همیشه با هنرستان و ژوژمان هاش و خاطرات خوب و بدش خداحافظی کردیم.دلم نمیخواست هیچوقت روزی برسه که راجع به تموم شدن دوران تحصیلم بنویسم. از اولین روزی که پامو

من به اطرافیانم آسیب میزنم

گاهی اوقات حس میکنم یه روزی قراره به تمام آدم های مهربون اطرافم آسیب بزنم. به قول “هیزل” توی کتاب ” نحسی ستارگان بخت ما” مثل یه نارنجکم که هر لحظه ممکنه منفجر بشم و تمام آدمهای اطرافم رو با

دلخوشی های کوچیک

این روزهای قرنطینه، با نهایت بی فرهنگی از خونه بیرون میام و با دوچرخه ی غراضم توی کوچه پس کوچه های شهرمیگردم. میدونم کارم خیلی زشته و شهروند بی مسئولیتی هستم؛ ولی خب بعضی عصرها واقعا دلم از کل دنیا

روزهای کنکوری

قبل از قرنطینه، زندگیم کاملا برنامه ریزی شده و روی فرم بود. مثل یه بچه ی خوب صبح ساعت 5 پا میشدم نمازمو میخوندم، کارامو میکردم، سر حوصله صبحانه میخوردم و میرفتم مدرسه. از مدرسه که میومدم، بعد از ناهار

در پی اسم جدید وبلاگ…

روزها و هفته ها یکی یکی سپری شدن و بالاخره دوران نوجوانی به اتمام رسید.دورانی که سرشار بود از خنده و خوشحالی؛لبخندهایی از ته دل، آغشته به این جمله ی تکراری که شاید”من خوشبختترین آدم روی کره ی زمینم!!!” دورانی

انهدام مدرسه

اینم از جشن هپی سامر ما به وقت بچه های یازدهم گرافیک هنرستان حضرت معصومهآغاز 90 روز آزادی و دراز کشیدن زیر کولر و خیره شدن به سقف رو به همه دانش آموزان گرامی تبریک عرض میکنم! پ.ن:دنبالم نگردید؛ اینجانب

سال های آخر دوران نوجوانی

بعدا نوشت: حیف بود این متن رو نذارم اینجا. کاش اون موقع که مینوشتمش میدونستم که علاوه براینکه دوران نوجوانی خودم داره تموم میشه، وبلاگ دوران نوجوانی من هم داره به آخرای عمرش میرسه:) از خودم،وبلاگ عزیزم و همگی شما

Made by an Otaku:|

طراح کمیک:خودم والا خو با این اپنینگاشون؛آدم دلش میخواد بره سربازی من هر جایی و در هر حالتی که باشم وقتی این آهنگ رو میشنوم باید ژست مخصوصشو بگیرم و شینزو ام روساساگه یو کنم!یه سری سر همین آهنگ نزدیک

من هنرستانی شدم

بزرگترین و مهم ترین خبری که دارم اینه که من بالاخره به آرزوم رسیدم و هنرستانی شدم خبر های بعدی هم به شرح زیرن: 1.از اون کامپیوتر زپرتی خلاص شدم و لپتاپ خریدم 2.دوستای جدید و باحالی پیدا کردم اولش

من و مامانجی

این عکس بالا رو که ملاحضه میکنید اولین روزیه که از بیمارستان به خونه اومده بودم و توی بغل مامانجی خواب بودم مامانجی میگفت منو میدیده یاده چینی ها می افتادهقربون خودم برم که شبیه همچین آدمای نازنینی بودم

ایده برای نقاشی اسکرپ بوک

اینجا یه عااالمه ایده برای نقاشی های ساده ولی قشنگ میگیرین که میتونید لا به لای مطالب اسکرپ بوکتون بکشین و حساااابی سلیقه به خرج بدین این بالایی خیلی خوبه من از این ریسه ها خیلی استفاده کردم:) این یکی

من رنگی، من بدبخت:(

عکس اولی رو توی اینستاگرام گذاشته بودم.جریان از این قراره که رنگی رنگی جان یه مسابقه عکاسیبه مناسبت تولد 4 سالگیش گذاشته و ما باید با محصولات رنگی رنگی از یه قسمتی از زندگیمون عکس بگیریممنم از بخش اسکرپ بوکی

کتاب بابالنگ دراز

یادمه کلاس سوم که بودم معلممون برای کارنامه هامون با پدر و مادرها جلسه گذاشت و بهشون گفتکه میخوایم برای بچه ها جشن بگیریم والدین هم هر کدوم باید به سلیقه خودشون کادویی برای اون روزآماده میکردن هفته ها گذشت

دهه 80

چند وقتیه که خیلی جاها میشنویم دهه هشتادی ها رو با القابی مثل گودزیلا صدا میزنن،برامون آهنگ هم ساختنو بهمون برچسب پررویی زدن.میگن ما بیشتر از سنمون میدونیم و زیادی کنجکاویم.من اینو قبول دارم،نسل من خیلی زود داره پیشرفت میکنه،خیلی